از هر دری یه سخن
  
 از هر دری یه سخن
 
بهمن 1386
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
 
آرشیو
 
سه شنبه 17 مهر ماه سال 1386
خداوندا

من از میان هزاران ستاره ی روشن تو را  ای خداوند در صبح سحر گاهان چیدم...تو را چیدم...تو را بوئیدم...تو را در قلبم دیدم..

تنم نوازش دستانت را ارزو مندست...و دلم نیایش وجود پر محبتت را..

مگو که باد گذر نمیکند به خلوت ما...

بگو ارام بگیرید ای بادها...

تو را به عشق وحشی مجنون..به تیشه فرهاد..

تو را به مستی چشمانت...به لبخندت..

در این تداوم بیهوده..

در این رفتن روز و شب...

مرا به حال خود رها نکن..مرا که بی تو تنهایم


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 30279


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها