از هر دری یه سخن
  
 از هر دری یه سخن
 
بهمن 1386
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
 
آرشیو
 
چهارشنبه 26 مهر ماه سال 1385
*شیشه پنجره را باران شست

پنجره ی خیالم رو باز میکنم رو به دشت خیس بارون زده...رو به چک چک بارون..رو به چتر خیس نیمه باز ...رو به سایه بونی که میتونی تو دلش برسی به یه قلب مهربون...یا نگاه خیس بارون زدتو بچرخونی تا برسی به خودت و خودتو ببینی...

گاهی اوقات لذت زندگی به اون چیزیه که اصلا حتی فکرشم نمیکنی..شاید..ممکنه که یه روزی قدم به قدم دنبالت بیاد...با وجود سرعت گیرهای سر راه....حالا سر راه کی؟ تفاوتی نمیکنه..

اینم خوبه که تو خیالت ....اون عروسک.. ترمز بریده باشه و فقط گاز بده....۱۰۰....۱۲۰...۱۵۰...۲۰۰....اره دیگه بسه ...اخرشه تا حالا خوب اومدی...کاش به مقصد برسی..

البته اگه به من باشه میگم میرسی...شلش نکن تند تر بیا...

بالاخره یه جایی واسه منم هست تو صفحه خیال...


 
یکشنبه 9 مهر ماه سال 1385
*نشد..

خیلی حال گیریه وقتی تمام محاسباتت بهم بخوره ها...............

کلی حساب سر انگشتی.....کلی سختی اخرشم هیچی به هیچی....

این سری خیلی با دوستان مثلا همفکری کردیم که اشتباه نکنیم ولی بازم نشد.......اه ه ه

اصلا من جدیدا به یه نتیجه رسیدم.....اونم اینه که ما  فکر نکنم خیلی بهتره.....

اره دیگه....میگن جا تره او بچه نیست...حالام جا تره او بچه نیست....

این هم ماجراهایی سر بسته بود که عنوان گردید...که خودم فهمیدم چی شد ولی شاید کسه دیگه ای نفهمید...

بازم جای شکرش باقیه...


 
پنجشنبه 6 مهر ماه سال 1385
*شهد شیرین رمضان....؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خیلی وقت بود که وبلاگم رو اپ نکرده بودم و قصد اپ کردنش رو هم نداشتم...چرا؟...نمیدونم..ولی چیزهایی رو که میبینم و میشنوم و یا حالا به مناسبت هایی تصمیمم عوض میشه....

ماه ماهه میهمانی خداست...ولی هنوز اون پله های فاصله باقیست...پله های صعود از خاک به ابر....پله های عروج...

عروج فقط عروج ملکوتی نیست....

پله پله های فاصله فقط فاصله های معنوی نیست ....

وقتی که تو جامعه ات فاصله بین مادیاته چطوری میتونی متوجه عروج ملکوتی بشی؟؟......اونایی که تو جامعه ات از لحاظ مادیات روی پله خاکین همیشه و هر روز واسشون ماه مهر یا به قولی ماه میهمانی خداست....چرا؟؟

اره همیشه روزه ان...همیشه با دلی پر از امید به فردا ولی تهی از یه لقمه نون سرشون رو روی خاک میذارن....روی خـــــــــــــــــــــــــــــاک ...نه روی ابر..اره نمیشه ابر لایقشون نیست...روی خاک زاده شدن..پس همونجا میمونن...ای انسان..تفاوت تو و اون چیه؟؟...

اره..اون توی فرهنگ لغاتش انسانیت معنی شده...ولی از فرهنگ لغات تو پاک شده...

ای خدا ماه مهمونیت هم همیشه واسه اوناست که همیشه مهمونتن...؟؟؟

یعنی مهمون ناخونده قبول نمیکنی؟؟؟


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 30298


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها