از هر دری یه سخن
  
 از هر دری یه سخن
 
بهمن 1386
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
 
آرشیو
 
جمعه 10 شهریور ماه سال 1385
*کمک

نگذار اشکهایم را نثار کاغذی کنم که حتی تحمل سنگینی دست مرا ندارد.......

و با ریزش قطرات اشکم چنان می شکند و به پیری میگراید که انگار می فهمد.......

می فهمد که سنگینی اشک هایم حاصل به دوش کشیدن ندانسته هایم است....

ندانسته هایی فهمیدنی و فرسایش دهنده...که من مغرور را مجبور به شکسته شدن میکند.....شکسته شدنی که با فرود مروارید چشم هایم بر صفحه ی رنجور کاغذ معنا می یابد...


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 30314


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها